محمد مهدى ملايرى
328
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بخش مخصوص « اداب الفرس » . ظاهرا علت اشتهار اين آثار به ابن مقفع با اينكه خواهيم ديد اين كتابها از ترجمههاى او بودهاند نه از تأليفات او اين بوده است كه اين كتابها مانند ديگر آثار ترجمه شده همچون پندنامه بزرگمهر يا انوشروان و مانند آنها داراى نام مؤلف نبوده ، يا بدان جهت كه مطالب اين كتابها را ابن مقفع از مجموعههاى عمومى گرفته كه نام مؤلف در آن ذكر نشده بوده ، و يا اينكه ابن مقفع خود آن نام را در ترجمه خود حذف كرده ، بههرحال چون اين كتابها منسوب به شخص معينى نبودهاند به نام خود ابن مقفع خوانده شدهاند . نظير اينها ترجمههاى مختلف كتاب « خداىنامه » است كه به وسيلهء اشخاص متعددى به عربى ترجمه و تحرير شده و به نام سير الملوك معروف گرديده و همهء آنها هم به همان مترجمان منسوب گشتهاند ولى نه به عنوان ترجمه بلكه به عنوان تأليف . « 1 » ابن نديم اين سه كتاب را در فهرست كتابهايى كه ابن مقفع از زبان فارسى به عربى ترجمه كرده است ذكر كرده . « 2 » ابن نديم حتى نام فارسى يا پهلوى كتابى را كه در عربى به نام « الادب الكبير » معروف شده ذكر كرده و اين نام هرچند چنان كه سابقا هم ديديم در نسخههاى موجود الفهرست دچار تحريف شده و صحيح آن را نمىتوان به دست آورد ولى بههرحال نشانهاى است كه اين كتاب به همين صورت در ادبيات ساسانى وجود داشته . دربارهء الادب الصغير نكته جالب دقت اين است كه بسيارى از مطالب آن را با همان صورت و هيأت مىتوان در قطعاتى كه از آثار ساسانى نقل شده يافت و حتى در بعضى از موارد كثرت مطالب مشترك و انطباق عبارات آنها به صورتى است كه نمىتوان آنها را به هم بىارتباط دانست چنان كه اين حالت دربارهء اين كتاب با قطعاتى كه مسكويه در فصل « اداب الفرس » زير عنوان « فصل من كلام حكيم فارسى آخر » و « وصيه اخرى للفرس » نقل كرده و ما آنها را در شمارهء 10 و 11 وصف كرديم به خوبى ديده مىشود و اين اشتراك مطالب و عبارات به اندازهاى است كه مىتوان بدون
--> ( 1 ) . نك ، همين كتاب در باب ترجمهكنندگان خداىنامه . ( 2 ) . الفهرست ، ص 118 .